عبد الله قطب بن محيى
246
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
استغفار مىبايد جست كه با شك جگرسوز ديده را از آلايش پاك كنند ، تا چهرهء حقيقت چنانچه هست ببيند : « و كيف ترى ليلى به عين ترى بها * سواها و ما طهّرتها بالمدامع » وليّم از قلّت مكتوب باز گفته بود و اظهار شوق به استماع حكمت و موعظه نموده « احييتنى احياك اللّه » بعد از آنكه بيم آن بود كه از قلّت راغب و مستمع كه متحمل بعضى اعباء و ارادات عالم ذكر گردد ، ديگ سينه از جوش و خروش بر خود بشكافد و احتياج به هم نفسى كه براى تنفيس كرب ارواح ساعتى با وى نفس زنند به ابلغ وجهى و اقطع [ وسيلتى ] و بنا بر ظهور مخايل غلبه غفلت و قساوت بر ناس وقت آن كه كشتى طلب لنگر در ساحل يأس افكند ، ناگهان شرطهء اميدى از ناحيهء جماعت اخوان « ايدهم اللّه و اعان » بوزيد كه دل با كار و كار با ساز آورد . و اين اجتماع الهى و اشتباك ربّانى كه رشك اشتباك نجوم و وسيلهء حفظ از شرّ هر شيطان مرجوم است ، انتظام يافت باز چشم زخم زمانه ، بادى مخالف بوزانيد و مخالفى بر ايشان گماشت كه ايشان را پريشان مىسازد ؛ اميد كه پريشان نسازد كه اگر اجتماع ابدان بر جاى باشد ، جمعيّت دل آخر عود كند . مراد از پريشانى اول ، پريشانى خاطر است و از پريشانى ثانى ، پريشانى تفرّق . اكنون نمىدانم كه حال اخوان چيست و رغبت ايشان در استماع حكمت و موعظه تا چه حدّ است و نشاط و قوّت در چه پايه و از قطيع منقطعان الى اللّه چه نصيب گرگ آمده و چه براى خدا باز مانده ؟ كدام را گوش پند است تا پند براى او نويسم و كدام را پند پيشش ريشخند است تا زبان از او دربندم ؟ اما آنان را كه گوش پند است ، گو ، گوش باز كنيد و بشنويد كه چه مىگويم ، مىگويم : بايد كه يكى از شما واثقتر نباشد به آنچه در كيسه او است از او به آنچه در خزانهء خداى است . و اگر همهء عالم به دشمنى شما برخيزند ، موشى در سوراخ جنبيد و اگر همه عالم دست پيش شما بر سينه نهند ، گربهاى به تملّق دم جنبانيد ، به هيچ حال از جاى مرويد و جز خداى هيچ را وزنى